
چشم ها بسته می شوند و دست ها مشت می شوند ....
و تو می مانی و یک دنیا تنهایی ....
میلیون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط موش ها و سنجاب هایی کاشته شدند !
که دانه هایی را مدفون کردند و سپس جای مخفی آن را فراموش کردند ....
خوبی کن و فراموش کن ....
روزی رشد خواهد کرد ، دلم نه عشق می خواهد نه احساسات قشنگ...
نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا...
دلم یک دوست می خواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد....!!!!
برچسب:
نویسنده: ایلیا شمس

آروم آروم دارم نشونه هات از زندگیم کم می کنم
حتی عکسات و دارم از رو دیوارای خونه جمع می کنم
دیوارا گریه می کنن و منم باهاشون گریه می کنم
دیگه خاطره هات و واسه زخمای قلبم مرحم می کنم
چرا نمی گذره این ثانیه ها و ساعت های لعنتی
بگو که عشق منو انقدر آسون فروختی به چه نرخی
دیگه این فصل آخر قصه ی عاشقانه ی ما دوتاست
آره عشق بی رحم ترین حس خوب دنیاست
برچسب:
نویسنده: ایلیا شمس